تبليغاتX
قاصدک من

قاصدک من

 

بی وفایی

عمری برات بودم زمین

فقط همین

گفتی بشین

فقط ببین

بستی همه بال و پرم

شکستی دل نازک ترم

کشتی همه عاطفه رو

فقط همین

پا گرفتی،اوج گرفتی

من شکستم ، سوختم،گر گرفتم

باز گفتم تاوان عشقه

صبر کن،بشین ببین

هیچ کس نمی دونه چی کشیدم

وقتی دستا تو تو دست غریبه دیدم

غصه خوردم ، گریه کردم

آخه این دستا یه روزی مال من بود

آخه این چشما یه روزی به راه من بود

زد به سرم یه فکرهایی

تا رسیدن به اوج رهایی

بعد گفتم نه!

منم دارم خدایی

آرزو کردم چشما تو گریون ببینم

باز گفتم نه !

حتی تو رو گریونم نمی تونم ببینم

نه دیگه می خوام پاشم این بار

بلند تر از همیشه

برسم به خورشید

بهتر از این نمیشه

حالا گذشته روزگاری

فقط ازت مونده  برام چندتا یادگاری

دیگه خیلی وقته تو دلم جایی نداری

7/10/84

 


یکشنبه هفدهم شهریور 1387 |

 
واحدی

پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...

 

مطالب اخير

من جرات نوشتن ندارم

نوشتن

انتظار

حسرت

بی وفایی دوستان

یاد تو ،رویای تو

برگ خشک پاییزم

آرزوهای محال

زندگی

 

آرشيو مطالب

شهریور 1387

 
 

پیوند ها

قالب وبلاگ

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

IranMusic-Code

 

Weblog Themes By Pars Theme