تبليغاتX
قاصدک من

قاصدک من

 

وقت رفتنت

خاک جان گرفت

زمین سبز شد

آسمان خندید

و ابر اشک شوق ریخت

درخت رویید

گل شکفت

و بهار آمد

وقتی تو آمدی

ولی من نخندیدم

آرام بودم

می دانستم

که اگر سبز شوم ، خنده کنم

خشک خواهم شد ، گریه خواهم کرد

وقت رفتنت.

8/7/86


یکشنبه هفدهم شهریور 1387 |

 
واحدی

پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...

 

مطالب اخير

من جرات نوشتن ندارم

نوشتن

انتظار

حسرت

بی وفایی دوستان

یاد تو ،رویای تو

برگ خشک پاییزم

آرزوهای محال

زندگی

 

آرشيو مطالب

شهریور 1387

 
 

پیوند ها

قالب وبلاگ

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

IranMusic-Code

 

Weblog Themes By Pars Theme