|
تو کشتی من را
|
|
|
چشمای رنگی
دلهای سنگی
پر از قشنگی
اما دو رنگی
برات می خونم
خودم می دونم
تو نیستی مالم
خرابه حالم
هستی کنارم
نیستی به یادم
اما میشینم
بازم می خونم
اما می دونم
اما می دونم
میری و تنها
میگذاری من را
تو میری اما
اینجا می مونم
از تو می خونم
اینقدر می خونم
تا که بمیرم
می نویسم
رو سنگ قبرم
همه بدونن
تو رفتی تنها
گذاشتی من را
همه بدونن
تو کشتی من را .
13/2/86
|
|
یکشنبه هفدهم شهریور 1387 |
|
|
| |