تبليغاتX
قاصدک من

قاصدک من

 

تو کشتی من را

چشمای رنگی

دلهای سنگی

پر از قشنگی

اما دو رنگی

برات می خونم

خودم می دونم

تو نیستی مالم

خرابه حالم

هستی کنارم

نیستی به یادم

اما میشینم

بازم می خونم

اما می دونم

اما می دونم

میری و تنها

میگذاری من را

تو میری اما

اینجا می مونم

از تو می خونم

اینقدر می خونم

تا که بمیرم

می نویسم

رو سنگ قبرم

همه بدونن

تو رفتی تنها

گذاشتی من را

همه بدونن

تو کشتی من را .

13/2/86


یکشنبه هفدهم شهریور 1387 |

 
واحدی

پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...

 

مطالب اخير

من جرات نوشتن ندارم

نوشتن

انتظار

حسرت

بی وفایی دوستان

یاد تو ،رویای تو

برگ خشک پاییزم

آرزوهای محال

زندگی

 

آرشيو مطالب

شهریور 1387

 
 

پیوند ها

قالب وبلاگ

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

IranMusic-Code

 

Weblog Themes By Pars Theme